با خلاق بودن چه چیزی را از دست می‌دهیم

19
0
اشتراک گذاری :
خلاق

سازنده یا خلاق بودن هزینه بالایی دارد.

البته صحبت من در مورد هزینه پرش به داخل ناشناخته، در دست داشتن چیزی راحت یا آشنا و دور انداختن آن است.

 

فراشفا: خلق کردن یعنی نابود کردن: بوم خالی،‌ صفحه سفید، سنگ سخت، یا درک، یا باورها. دنبال کردن (چیزی) نو و متفاوت ما را ملزم می‌کند (چیز) قدیمی و آشنا را – هرچند به‌طور موقت- کنار بگذاریم.

وقتی‌که نو به‌اندازه قدیمی خوب یا قابل‌اعتماد نباشد،‌ چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی‌که چیزی را خلق می‌کنیم که ارزش نابود کردن (چیز قبلی) را ندارد، چه‌کار می‌کنیم؟ از کجا می‌فهمیم که به‌عنوان فردی خلاق موفق شده‌ایم یا به هدفمان رسیده‌ایم؟ از کجا می‌فهمیم که در دوردست‌ها ایده‌های بیشتر (یا بهتری) هست، یا آیا به اوج قله‌های خود رسیده‌ایم؟

جواب این سؤالات را نمی‌دانم. چیزی که می‌دانم این است که ماجراجویی برای تفکر در مورد یافتن جواب این سؤالات برای خود تقریباً همیشه ارزشمند است.

واقعیت این است که سفر آدمی خلاق – سفر فردی که راهی دیگر به جلو را تصور می‌کند یا کسی که می‌پرسد وقتی چیزی ساخته می‌شود چه اتفاقی ممکن است بیفتد – سفری است آکنده از بلاتکلیفی، بن‌بست‌ها و شب‌های بی‌قراری دلسردکننده.

وقتی پذیرای کنجکاوی و خلق کردن می‌شوید، وقتی به استقبال تازگی می‌روید، شما هرگز همان آدم قبل نخواهید بود. این به‌مانند وارد شدن به دری است که نمی‌توانید از آن به عقب برگردید. وقتی وارد شدید، چیزهایی را خواهید دید، احساس خواهید کرد یا چیزهایی را خواهید داشت که قبلاً ندیده، احساس نکرده یا نداشته‌اید.

اما چیزی که جایگزین می‌کنیم چیزی است که به هیچ نحو دیگری نمی‌توانیم به دست آوریم: فردایی متفاوت. چیزی ملموس که دیروز وجود نداشت. یک کتاب یا یک پست وبلاگ جدید. یک مجسمه. یک عکس، یک ویدئو یا گردهمایی یا مدرکی که نشان می‌دهد «من اینجا بودم، این را من ساختم.» دیدگاهی متفاوت یا دیدگاهی روشن‌تر. ایده‌ای زنده‌تر از آنچه ممکن است یا چرایی بودن چیزها آن‌گونه که هستند.

حتی وقتی‌که نتیجه کارمان خیلی خوب نیست – وقتی چیزی که می‌سازیم با چیزی که در سر داشتیم مطابقت ندارد، با چیزی که قبلاً کسی دیگر ساخته قابل‌مقایسه نیست – بازهم یاد می‌گیریم، بازهم چیزی ساخته‌ایم که دیروز وجود نداشت.

و نتیجه هر نوع تلاش خلاقانه این است: یک چراغ هدایت‌گر یا الهام بخشی به دیگران و یادآوری برای خودمان. ایجاد تفاوتی بزرگ یا کوچک در – نحوه فکر کردن، احساس کردن یا دیدنمان؛ و این تفاوت مهم‌ترین وجه خلاقیت است. نپذیرفتن وضع کنونی آن‌گونه که هست. نگاه نکردن به اطرافمان و باور به این‌که وضع کنونی از این بهتر نمی‌شود. باید قدردان همه‌چیزهای اطرافمان باشیم که زیبا، بی‌همتا و ارزشمند هستند اما در ضمن باید به یاد داشته باشیم که چیزی که اغلب این چیزها را این‌گونه می‌سازد این است که آن‌ها موقتی هستند.

همیشه ناشناخته بزرگ همین نزدیکی‌هاست و وقتی برای مواجه‌شدن با آن بیرون می‌رویم چیزهای زیادی را از دست می‌دهیم، اما چیزهای زیادی را هم به دست می‌آوریم.



نویسنده:‌تانر کریستنسن (Tanner Christensen)

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع: creativesomething؛ ۸ ژوئن ۲۰۱۸

برچسب هاخلاقخلاقیت
اشتراک گذاری :

نظر شما