ذخیره شناختی و محافظت از مغز در برابر از دست دادن حافظه

12
0
اشتراک گذاری :
file-20170609-20857-1wkct2i

فراشفا: با پیرتر شدن ریسک ابتلا ما به اختلال‌هایی در حوزه‌های کارکرد شناختی – مانند حافظه، استدلال و توانایی کلامی بیشتر می‌شود. همچنین ریسک ابتلا بیشتری هم به زوال عقل (dementia) داریم که همان چیزی است که آن را افت شناختی می‌خوانیم و در زندگی روزانه‌مان اختلال ایجاد می‌کند. مسیر این افت شناختی ممکن است به‌طور قابل‌توجهی از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

علیرغم این مسیرهای متفاوت، یک چیز مسلم است: حتی افرادی که ازلحاظ شناختی هم طبیعی هستند دچار تغییرات آسیب‌شناختی در مغزشان می‌شوند ازجمله دژنراسیون (degeneration) و آتروفی (تحلیل رفتگی) با پیرتر شدن. وقتی فردی به سن ۷۰ تا ۸۰ سالگی می‌رسد، این تغییرات بسیار شبیه به تغییراتی است که در مغز افراد دچار بیماری آلزایمر دیده می‌شود.

حتی بااین‌وجود هم بسیاری از افراد قادرند باوجود صدمه و آسیب مغزی قابل‌توجه به‌طور طبیعی عمل کنند. پس چرا برخی دچار نشانه‌های آلزایمر و زوال عقلی می‌شوند، درحالی‌که برخی ازنظر ذهنی تیز باقی می‌مانند؟

علت آن چیزی است که ذخیره شناختی نامیده می‌شود. ذخیره شناختی مفهومی است که برای توضیح ظرفیت یک فرد برای حفظ کارکرد شناختی عادی باوجود دچار شدن به آسیب مغزی استفاده می‌شود. به‌عبارت‌دیگر برخی افراد ذخیره شناختی بهتری نسبت به افراد دیگر دارند.

شواهد نشان می‌دهد که دامنه افت شناختی فرد متناسب با میزان آسیب زیست‌شناختی در مغز در زمان پیری نیست. بلکه برخی تجربیات زندگی، ذخیره شناختی فرد و درنتیجه توانایی آن‌ها برای اجتناب از زوال عقل یا از دست حافظه را تعیین می‌کنند.

 

این آگاهی ما از کجا می‌آید؟

داشتن تحصیلات، داشتن سطوح بالای تعامل اجتماعی یا داشتن شغل‌های نیازمند شناخت (برای مثال وظایف مدیریتی یا حرفه‌ای) انعطاف‌پذیری نسبت به افت شناختی و زوال عقل را افزایش می‌دهد. مطالعات زیادی این مورد را نشان داده‌اند. در این مطالعات افراد در طول چند سال پیگیری شدند و در این دوره نشانه‌های توسعه افت شناختی یا زوال عقل بررسی شد.

ذخیره شناختی را به‌طور سنتی بر اساس گزارش‌های خود اظهاری در مورد تجربیات زندگی مانند سطح تحصیلات، پیچیدگی شغلی و تعامل اجتماعی می‌سنجند و اندازه‌گیری می‌کنند. بااینکه این معیارها نشانه ذخیره شناختی را به دست می‌دهند، درصورتی‌که بخواهیم آن دسته از افراد در معرض خطر ابتلا به افت شناختی را شناسایی کنیم، از کاربرد محدودی برخوردارند. تأثیرات ژنتیک ظاهراً در تکامل مغزمان نقش دارد و بر انعطاف‌پذیری مؤثر است.

 

انعطاف‌پذیری یا پلاستیسیته مغز (Brain plasticity)

اساس ذخیره شناختی

مکانیسم‌های بنیادین مغز که اساس ذخیره شناختی را تشکیل می‌دهند هنوز نامشخص‌اند. مغز از شبکه‌های پیچیده و با اتصالات بسیار زیاد تشکیل‌ شده است که عامل توانایی شناختی ما هستند. این شبکه‌ها ظرفیت تغییر و سازگار شدن با نیازهای کار یا آسیب مغز را دارند و این ظرفیت نه‌تنها برای کارکرد عادی مغز بلکه برای حفظ عملکرد شناختی در پیری هم ضروری است.

این سازگاری را انعطاف‌پذیری مغز کنترل می‌کند. این توانایی مغز برای تغییر مستمر ساختار و کارکرد خود در طول عمر در پاسخ به تجربیات مختلف است. پس این پلاستیسیته و انعطاف‌پذیری در شبکه‌های مغز احتمالاً تا حد زیادی بر ذخیره شناختی مؤثر است و این فرآیندها تحت تأثیر هم ویژگی‌های ژنتیکی و هم تجربیات زندگی است.

تمرکز اصلی تحقیق ما بررسی این مورد است که چگونه اتصال و انعطاف‌پذیری با ذخیره و کارکرد شناختی مرتبط است. امیدواریم این امر کمک کند معیاری را برای ذخیره بیابیم که به‌طور قابل‌اعتمادی افراد در معرض خطر ابتلا به افت شناختی را شناسایی کند.

ذخیره شناختی

تقویت مغز

هرچند کار چندانی نمی‌توانیم در مورد ویژگی‌های ژنتیکی‌مان انجام دهیم، سازگار کردن شیوه زندگی‌مان برای گنجاندن برخی انواع رفتارها فرصت فوق‌العاده‌ای را برای بهبود ذخیره شناختی‌مان به دست می‌دهد.

فعالیت‌هایی که مغزتان را درگیر می‌کند، مانند یادگیری زبانی جدید و حل جدول و نیز داشتن سطوح بالای تعامل اجتماعی، ذخیره را افزایش می‌دهد و می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد.

فعالیت بدنی منظم هم کارکرد شناختی را بهبود می‌دهد و ریسک ابتلا به زوال عقل را پایین می‌آورد. متأسفانه، شواهد چندانی در دست نیست که نشان دهد چه نوع فعالیت بدنی و با چه شدت و مقداری لازم است تا به بهترین نحو ذخیره را افزایش دهد و ما را در برابر اختلال شناختی محافظت کند.

شواهد رو به افزایشی هم هست که نشان می‌دهد بی‌تحرکی به مدت‌های طولانی در طول روز برای سلامتی بد است. این امر ممکن است حتی هر نوع فایده به‌دست‌آمده از زمان‌های انجام فعالیت بدنی را از بین ببرد. پس فهم این نکته مهم است که چگونه ترکیب فعالیت بدنی در طول روز بر سلامت مغز و ذخیره اثر می‌گذارد و این هدف تحقیق ماست.

مطالعات فعلی ما باید به توسعه دستورالعمل‌های شاهد محوری کمک کند که توصیه‌های روشنی را در مورد الگوهای فعالیت بدنی برای بهینه‌سازی سلامت و انعطاف‌پذیری مغز فراهم آورد.

 



نویسنده: پروفسور مایکل ریدینگ؛ دانشگاه آدلاید (استرالیا)

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع: theconversation؛ ۲۲ ژوئن ۲۰۱۷

اشتراک گذاری :

نظر شما