صحبت کردن با خود

224
0
اشتراک گذاری :
خوداندیشی

فواید خوداندیشی

 

فراشفا: صحبت با خود ممکن است فکری جدید و شاید حتی عجیب‌وغریب به نظر آید. سؤالات «چه کسی هستم؟», «ذات من چیست؟» و «رؤیاهای من چه هستند؟» ممکن است سؤالات دوران نوجوانی به نظر برسند، باوجوداین، در بزرگ‌سالی هرکسی باید جواب این سؤالات را بداند. پرسش از خود ممکن است چیزی شبیه به غرق شدن در خود هم به نظر آید. بااین‌حال، زندگی شاد و رضایت‌بخش مستلزم خودارزیابی دوره‌ای است؛ چیزی که فکر می‌کنید برای شاد بودن لازم است ممکن است درست همان چیزی باشد که احتمالاً به نابودی شما می‌انجامد.

داستان کوتاهی از نویسنده روسی، لئو تولستوی هست که این سؤال را پرسیده است که یک انسان به چقدر زمین نیاز دارد؟ در این داستان، شخصیت اصلی ناراضی فکر می‌کند که اگر زمین کافی داشت، شاد می‌شد. یک روز، مالکان زمینی پهناور به او گفتند که هرچقدر زمین را که بتواند علامت‌گذاری کند مال خود او خواهد شد به شرطیکه تا غروب آفتاب به نقطه شروع برگردد. طمع این مرد او را واداشت مساحت بزرگ‌تر و بزرگ‌تری را از آن خود کند تا اینکه عاقبت بر زمین افتاد و مرد. پاسخ به سؤال تولستوی در مورد اینکه یک انسان به چقدر زمین نیاز دارد این است: «زمین به‌اندازه‌ای که برای دفن شدن کافی باشد». اگر شخصیت تولستوی به خوداندیشی می‌پرداخت، احتمالاً جان او را نجات می‌داد.

 خوداندیشی

خوداندیشی نیازمند چیزی فراتر از متعهد شدن برای انجام موارد زیر نیست:

  • صرف کردن یک ساعت تفکر در سکوت در مورد زندگی‌تان.
  • نوشتن اینکه الآن چه کسی هستید.
  • بررسی اینکه آیا شما آن شخصی هستید که ۱۰ یا ۲۰ سال پیش فکر می‌کردید می‌شوید؛ و سؤال کردن از خود که این شخص ۱۰ سال دیگر از امروز به کجا خواهد رسید؟

صحبت با خود می‌تواند باعث خودآگاهی شود، مانند

  • وقتتان را چگونه می‌گذرانید؟ با چه کسی؟ و با انجام چه چیزی؟
  • آیا زمان را هدر می‌دهید یا آن را پربار استفاده می‌کنید؟

خوداندیشی همچنین می‌تواند شما را به دنبال کردن تغیری هدفمند ترغیب کند.

  • اهدافتان چیست؟
  • آیا وقت آن است که حرفه‌تان را مجدداً ارزیابی کنید؟
  • چقدر از روز را مشغول انجام کاری هستید که دوست دارید انجام دهید در مقابل کاری که باید انجام دهید؟
  • چه‌کاری را واقعاً می‌خواهید انجام دهید؟

در یک جمله کوتاه، آیا می‌توانید به‌گونه‌ای جواب بدهید که کودکی پنج‌ساله بفهمد رؤیایتان چیست؟

صرف وقت برای غرق شدن در افکار خود ممکن است استفاده بیهوده‌ای از یک ساعت به نظر آید؛ به‌ویژه در شرایطی که خیلی کارهای دیگر را باید انجام دهید: مانند پرداخت قبض‌ها، خرید خواروبار، شستن رخت‌ها، تمیز کردن خانه، مراقبت از حیاط، ضرب‌الاجل‌های کاری، مراقبت از سالمند، مراقبت از کودک و خیلی چیزهای دیگر. بیشتر ما روزهایمان را به‌گونه‌ای می‌گذرانیم که گویی زمانمان نامحدود است – به ساعت‌هایی فکر کنید که با عوض کردن کانال‌های تلویزیون یا مشغول شدن با خواندن اخباری که در اینترنت بالا می‌آیند هدر داده‌اید. زمان موجودیتی بی‌ثبات و گول زننده است. زمان این اطمینان خاطر را به ما می‌دهد که فکر کنیم برای کارهای انجام‌نشده‌مان یا خواسته‌ها یا آرزوهای عمیقمان، «همیشه فردایی خواهد بود». اجازه می‌دهیم امور عادی روزمره بر ما چیره شوند و قبل از اینکه خبردار شوید، سالی دیگر سپری‌شده است.

خوداندیشی، قطب نمای روان‌شناختی درونی شماست؛ این قطب‌نما نیازمند تنظیم مجدد دوره‌ای و «تصحیح مسیر» است.

این صحبتی خیالی نیست. پیشنهاد ما این نیست که کارتان را ول کنید و بنشینید زیر درخت و درباره زندگی‌تان فکر کنید. خوداندیشی یعنی تشخیص این امر که ممکن است آن‌قدر در روزمرگی گرفتار شویم که فراموش می‌کنیم چه چیزی سبب شعله‌ور شدن روح خلاقمان می‌شود. بدتر از هدر دادن زمان، زندگی بی‌توجه است؛ یعنی زندگی بدون تفکر در مورد اینکه از زندگی چه می‌خواهیم. هرکدام از ما توانایی‌های خلاقی داریم که مانند بذری کاشت نشده، استفاده‌نشده مانده‌اند. به‌هرحال، این توانایی‌های خلاق ممکن است در زیر روزمرگی‌های زندگی دفن شوند یا به‌وسیله روایت درونی‌مان که می‌گوید چنین تفکری موضوع داستان‌های پریان است، نادیده گرفته می‌شود.

تصحیح قطب نمای روان‌شناختی‌تان و به حرکت درآوردن آن در مسیری که می‌خواهید بروید ممکن است به چندین بار صحبت با خود نیاز داشته باشد؛ اما به خاطر داشته باشید که این زمانی است که به‌خوبی سپری‌شده است.



نویسندگان: دکتر شوبا اسکرینی واسان و دکتر لیندا ای. وینبرگر؛ استادان روان‌شناسی در دانشکده پزشکی Keck در USC

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع: psychologytoday؛ ۲۸ فوریه ۲۰۱۸

خوداندیشی self-reflection

اشتراک گذاری :

نظر شما