چگونه مهارت تفکر استراتژیک تان را قوی کنید

307
0
اشتراک گذاری :
gettyimages-546896374-800x533

فراشفا: استراتژیک تر بودن به معنای گرفتن تصمیماتی نیست که بر کل سازمان یا تخصیص پول‌های اندک بودجه تأثیر می‌گذارد. استراتژیک تر بودن تنها مستلزم آن است که کوچک‌ترین تصمیم را در بافت اهداف گسترده‌تر سازمان قرار دهید. تقویت یک رابطه، مانند رابطه‌ای که می‌تواند شناخت بی‌همتایی را از یک تأمین‌کننده، مشتری یا یک رقیب فراهم کند، بسیار استراتژیک است. همه این فرصت را دارند که به‌طور استراتژیک تری فکر کنند.

اگر به ‌اندازه کافی متفکر استراتژیک به نظر نمی‌آیید، حدس می‌زنم علت آن این است که سرتان خیلی شلوغ است. چه میزان از هفته کاری‌تان صرف شرکت در جلسات می‌شود؟ چقدر از زمان باقیمانده را صرف پاسخ به ایمیل‌ها، تلفن کردن و انجام کارهای واقعی می‌کنید؟ آیا چیزی باقی می‌ماند؟ در جامه بهره‌وری، احتمالاً زمان تفکر را محدود کرده‌اید. نتیجه این کار تصمیماتی است که بیشتر بر واکنش استوار است تا تفکر. ریسک تصمیمات واکنشی و بدون تفکر این است که اساس آن‌ها معمولاً بر آن چیزی است که قبلاً جواب داده است. این امر خوب است اگر دنیای ما ایستا بود، اما این‌گونه نیست. صنعتتان، رقبایتان و مشتریانتان با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر هستند. انجام دادن چیزی که همیشه انجام داده‌اید می‌تواند به همان اندازه امتحان کردن روشی جدید و اثبات نشده مخاطره‌آمیز (یا مخاطره‌آمیزتر) باشد.

در این شرایط، بسیار مهم است که قبل از تصمیم‌گیری، برای تفکر وقت بگذارید. چه چیزی دخیل است؟ چه کسی دخیل است؟ چه چیزی در معرض خطر است؟ فرصت کدام است و ریسک‌ها کدام ها هستند؟ چیزی که در ابتدا به نظر فرصت می‌آید ممکن است ریسکی بزرگ از آب درآید و آنچه به نظر ریسک می‌آمد ممکن است فرصتی قابل‌توجه باشد.

مهارت تفکر استراتژیک

پاسخ دیگر شما به زندگی دائم پر مشکلتان ممکن است تهیه فهرستی از کارها برای انجام دادن باشد،‌سرتان را پایین بیاندازید و کارها را انجام دهید؛ اما تمرکز بیش‌ازحد جزئی شانس استراتژیک بودنتان را محدود می‌کند. افراد استراتژیک پیوندهایی را بین ایده‌ها، طرح‌ها و افراد ایجاد می‌کنند که دیگران نمی‌بینند.

یک مدیر ارشد بانکداری در حال جستجوی یک شرکت جدید آی تی برای انجام عملیات در کارائیب بود که فهمید واحد دیگر مشغول تحقیق بر روی استانداردهای جدید سرویس مشتری بود. واکنش خودکار او تنها ادامه دادن به کار خود بود؛ اما انجام آن از دست رفتن فرصت ترکیب پروتکل‌های بهتر برای تراکنش‌های مشتری با داده‌های کارآمدتر و مؤثرتر دردسترس درلحظه بود.


مرتبط با این مطلب: تفکر استراتژیک در محل کار


و به یاد داشته باشید که روابط هم استراتژیک هستند. این مدیر اجرایی از شرکت آی تی جدید خواست که او را به دیگر مشتریانی که قبلاً سیستم جدیدشان را به کار بسته‌اند،‌معرفی کند. او این فرصت را داشت که سوالاتی را در مورد این شرکت و بهینه‌سازی قرارداد و رابطه بپرسد.

افراد استراتژیک جهان را به‌صورت شبکه‌ای از ایده‌ها و افراد درهم‌تنیده می‌بینند و فرصت‌هایی را برای پیش بردن علاقه‌مندی‌هایشان در آن نقاط اتصال پیدا می‌کنند.

اما فردی که بر روی وضعیت‌ها تفکر می‌کند و ایده‌ها و افراد را پیوند می‌دهد باز هم یک مشکل دارد: امکان انجام همه‌چیز وجود ندارد! احتمالات نامحدودند؛ زمان،‌پول و منابع نامحدود نیستند. این امر داشتن توانایی و تمایل برای انجام انتخاب را ضروری می‌کند.

انجام انتخاب، هم در مورد آنچه انجام خواهید داد و آنچه انجام نخواهید داد، بخش حیاتی استراتژیک بودن است. بستن یک در به نفع دیگری نیازمند داشتن شهامت اقدام (که برای این کار بعداً ممکن است سرزنش شوید) و اعتمادبه‌نفس برای کنار گذاشتن جایگزین آن (که ممکن است تبدیل به فرصتی ازدست‌رفته شود) است. در نقطه انتخاب است که توانایی‌تان برای استراتژیک بودن درنهایت مورد آزمون قرار می‌گیرد. این کار بدون ریسک نیست،‌اما ریسک انتخاب نکردن و تخصیص منابع محدود به گزینه‌های بسیار زیاد،‌بیشتر است.

اگر اقدام کنید و مسیرتان را تصحیح کنید در مقایسه با زمانی که اقدام نکنید و کاری انجام ندهید یا از انجام هر کاری طفره بروید، استراتژیک تر دیده خواهید شد.

برای استراتژیک تر بودن به‌ عنوان جدید، کنترل بیشتر یا بودجه‌های بزرگ‌تر نیاز ندارید؛ تنها نیاز دارید در افکار و اعمالتان دقیق باشید. با صرف وقت و انرژی برای تفکر در مورد شرایط و تصمیماتی که مواجه می‌شوید؛ با یافتن راه‌هایی برای پیوند دادن ایده‌ها و افرادی که قبلاً هرگز پیوند نداده بودید و با داشتن شهامت انجام انتخاب‌ها در مورد آنچه انجام خواهید داد و آنچه انجام نخواهید داد تا حد زیادی کمک استراتژیکتان را افزایش خواهید داد. به‌زودی، دیگران با دیدی متفاوت به شما نگاه خواهند کرد، بیشتر با شما تماس خواهند گرفت و ممکن است حتی ارتقایی را که انتظارش را داشتید به شما بدهند.



نویسنده: خانم لیان دیوی

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع:‌ hbr؛‌ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۴

اشتراک گذاری :

نظر شما